![]() |
![]() |
|
| آبادان بکس |
![]() |
|
+ نوشته شده در
91/09/09ساعت 6:34 بعد از ظهر توسط علی صلبوخی |
|
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
+ نوشته شده در
89/11/24ساعت 11:29 بعد از ظهر توسط علی صلبوخی |
|
|
ال اف:لاف،بزرگنمایی.با دروغ و خالی بندی خیلی فرق دارد. ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
89/11/12ساعت 9:8 بعد از ظهر توسط علی صلبوخی |
|
جمعيت فعالاز مجموع 277261 نفر جمعيت شهرستان آبادان، 222720 نفر در گروههاي سني فعال قرار دارند كه 80 درصد از كل جمعيت شهرستان را شامل ميشوند. جمعيت فعال شهرستان خرمشهر نيز با 123168 نفر، 78 درصد از جمعيت 157555 نفري شهرستان را تشكيل ميدهند. در اين دو شهرستان نيز، مانند كل استان خوزستان، گروههاي سني 15تا 19 ساله ، 20 تا 24 ساله و 25 تا 30 ساله بيشترين فراواني جمعيت را به خود اختصاص دادهاند. اين مسئله نشانگر جوان بودن جمعيت اين شهرستانها است |
||||||
|
+ نوشته شده در
89/11/12ساعت 3:43 بعد از ظهر توسط علی صلبوخی |
|
||||||
|
پيشينه تاريخي خرمشهر
خرمشهر در اوايل سده 13 ه. ق شهر كوچكي بود. در اين ايام به دليل امنيتي كه شيخهاي بنيكعب در اين حدود برقرار كرده بودند، به سرعت رو به آبادي نهاد و بندر مهمي شد. در سال 1235 ه. ق حصاري به دور آن كشيدند. خرمشهر در نيمه اول سده 13 ق رو به آبادي و پيشرفت نهاد و در سالهاي پيش از 1254 ه. ق كه عثمانيها به آن هجوم آوردند، بهصورت يك بندر آزاد درآمد. در طول تاريخ صدساله اخير، خرمشهر چهار بار اشغال شده است. وجود بندر خرمشهر (محمره) در مجاورت بندر بصره از لحاظ اقتصادي ضررهاي فراواني را به دولت عثماني كه بصره در آن روزگار در دست آنان بود، وارد كرد. بههمين دليل در سال 1235 ه. ق زماني كه محمد شاه قاجار به هرات لشكر كشيد، عليرضا پاشا حاكم بغداد با لشكر زيادي به خرمشهر حمله كرد و آن شهر را ويران و مردمش را غارت كرد. در 23 رجب 1254ه. ق عثمانيها بار ديگر با سپاهی بزرگ به خرمشهر حمله کردند و در اين تاختوتاز خرمشهر ويران شد. با ادامه تجاوز عثمانيها به مرزهای ايران، اميرکبير با استفاده از جوانان عشاير گارد مرزی نيرومندی در خرمشهر پديد آورد و فرماندهی آن را به محمدخان پسر جابرخان سپرد. حاج جابرخان حاکم خرمشهر در چهارم رجب 1266ه. ق پرچم ايران را بر فراز خرمشهر برافراشت و به پاداش اين کار از سوی امير کبير به لقب خانی مفتخر گرديد. |
|
+ نوشته شده در
89/11/12ساعت 3:34 بعد از ظهر توسط علی صلبوخی |
|
|
شناخت تاريخي آبادان آنچه از اشارات مورخان و جغرافيدانان برميآيد، اين است كه آبادان روزگاري تنها از لحاظ كشتيراني و سياحت، مختصر اعتباري داشته است. پيداست اين شهر كه به گزارش برخي از گذشتگان مانند ابن بطوطه در زميني شورهزار «سَبْخَه» واقع بوده و به گفته ابنجزي (به نقل ابن بطوطه) باران در آن نميباريده، كشت و كاري نداشته و نميتوانسته از نظر كشاورزي رونق چنداني داشته باشد. از قراين برميآيد كه آبادان در گذشته شهري بزرگ، همتاي شهرهاي بزرگ آن روزگار نبوده است. نويسندة حدود العالم آن را شهركي خرد و بر كرانه دريا وصف ميكند كه «همه حصيرهاي عباداني و حصيرهاي ساماني از آنجا خيزد و نمك بصره و واسط از آنجاست». شمسالدين محمد انصاري از آبادان بهعنوان «آخرين ده بر كنار دريا»، ابن بطوطه به عنوان «قريهاي بزرگ» و ابن حوقل بهعنوان «قلعة كوچك آبادي بر كنارة دريا» ياد ميكنند. جغرافي نويسان پيشين عموماً شهر يا شهرك آبادان را در منتهياليه شمال غربي خليج فارس و محل گرد آمدن شاخههاي دجله و ورود ميدانند . برخي از پيشينيان بناي آبادان را به اردشير، جانشين اسفنديار بن گشتاسب نسبت دادهاند كه آن را در سواد دجله در ولايت يا «كوره بهمن اردشير» يا بهمنشير امروزي بنياد نهاده است. شهرت آبادان در نخستين سدههاي هجري عمدتاً وابسته به رباطها، خانقاهها و مساجد متعدد، و نيز به سبب مقبره يا تكيهاي منسوب به خضر و الياس در حوالي بهمنشير بوده است. ابن بطوطه داستان ديدار خود را با عابدي بزرگوار كه در يكي از اين خانقاهها عزلت گزيده بود، به تفصيل شرح ميدهد .مقبرة خضر تا به امروز پا برجا است و به سبب همين مقبره است؛ آبادان تا اين اواخر در ميان اعراب به «جزيرةالخضر» معروف بوده است. ياقوت ضمن ياد كردن نام شماري از زاهدان و محدثان معروف، آنان را به عبادان منسوب دانسته است. آبادان از قرن 7 و 8 قمري (13 و 14ميلادي) به بعد رفته رفته رو به ويراني نهاد و بهويژه در پي پيشرفت كرانههاي آن به درون دريا و نيز در نتيجة رشد بصره و محمره (خرمشهر امروز) اندك اهميت بازرگاني خود را نيز از دست داد و به دهكدهاي تبديل گرديد. شكوفايي و گسترش آبادان به دنبال كشف نفت براي نخستين بار در مسجد سليمان (5 خرداد 1287 ه.ش-26 مي 1908ميلادي) و احداث پالايشگاه بزرگ نفت (1909-1912ميلادي) در اين جزيره آغاز شد و در پي آن كارشناسان و كارگران ساده از شهرهاي دور و نزديك راهي اين مركز صنعتي نو بنياد شدند و در نتيجه جامعهاي با زمينههاي گوناگون فرهنگي، قومي و اعتقادي در آن پديد آمد و وضعيت اقتصادي آن با شتاب، دگرگوني و پيشرفت يافت. به موازات گسترش صنايع نفت و شكوفايي اقتصادي آبادان، جمعيت شهر آن افزايش يافت، و از 100هزار نفر در 1322 به 226هزار نفر در 1335، و از 276هزار نفر در 1345، به 296هزار نفر در 1355 رسيد. شكوفايي تازة آبادان را بايد يكسره وابسته به صنعت نفت دانست. اين پالايشگاه تا 1324 ه.ش تا پيش از آغاز جنگ ايران و عراق، آبادان بيترديد پيشرفتهترين شهر ايران از لحاظ تمدن امروزي بود و اينهمه را از خانهسازي، خيابانبندي، ايجاد اسكله، پايانههاي نفتي، فرودگاه بينالمللي و صدها مركز بازرگاني گرفته تا احداث پاركها، سينماها، باشگاهها، فروشگاههاي نوين و غيره، از بركت صنعت نفت داشت. پالايشگاه نفت منطقة وسيعي از مركز شهر را دربرگرفته بود. مناطق مسكوني كارگران و كاركنان پالايشگاه براساس نقشههاي حساب شده و با توجه به پايگاه شغلي آنان پيرامون اين مجموعه بزرگ ساخته شده بود و كاركنان پالايشگاه به تناسب موقعيت و حساسيت شغليشان از امكانات رفاهي و خدمات شهري برخوردار بودند. سياست كلي شركت سابق نفت انگليس و ايران در اسكان كاركنان خود و اعطاي امكانات به آنان اين بود كه درجة تخصص، اعتبار شغلي و پايبندي جدي به سلسله مراتب اجتماعي دقيقاً رعايت گردد. اين شيوه كه پس از ملي شدن صنعت نفت در 1329 همچنان دنبال شد، بهويژه مناطق مسكوني زير پوشش شركت نفت را بهصورت محلاتي متمايز از يكديگر درآورد و ساختي يكسره طبقاتي بر شهر تحميل كرد. ناحية سبز و خرم بريم در كنار اروند رود با منازل وسيع و مجلل آن به مقامات بلندپايه، محلة بوارده با خانههاي نسبتاً مرفهاش به مديران درجة دوم، و بخشهاي بهمنشير، فرحآباد و جمشيد با خانههاي كوچكتر و سادهتر به كارگران عادي اختصاص يافته بود. بخش بيرون از حوزة مديريت شركت نفت كه آثار سنتهاي خانهسازي اسلامي بيشتر در آن به چشم ميخورد، از نظم، ترتيب و تسهيلات مناطق مسكوني زيرپوشش شركت نفت برخوردار نبود. در پارهاي از محلات مانند احمدآباد در شرق شهر، كه با 80 هزار نفر جمعيت متراكم خود از محلات فقيرنشين آبادان بهشمار ميرفت، آثار سياست تبعيض اجتماعي مشهودتر بود. اعمال سياست توزيع نابرابر امكانات مادي كه منجر به ناهماهنگيهاي ظاهري شده بود، به حوزة فرهنگ و ديگر جنبههاي معنوي جامعه نيز سرايت كرده بود. مثلاً در 1335 ميزان بيسوادي در احمدآباد 49درصد و در محلات كارگرنشين 35درصد بود، حال آنكه در بريم و بوارده اين ميزان به 3درصد كاهش يافته بود. از كارگران ماهر 45 درصد و از كارگران غيرماهر 55درصد بيسواد بودند. تفاوت در برخورداري از مزاياي مادي زندگي و امتيازهاي اجتماعي، ماية بروز اختلاف در ديدگاهها، علايق، گرايشها، نظامهاي ارزشي و چگونگي رفتار گروههاي گوناگون اجتماعي آبادان گرديد. در حالي كه كارگران شركت نفت و ديگر تودههاي زحمتكش آبادان تمايلات ديني و آيينهاي ملي خويش را حفظ ميكردند، گرايشهاي مذهبي و خلق و خوي ايراني در طبقات مرفه (بهعلت تماس بيشتر و نزديكتر با غربيان و كوشش در پيروي از آنان و رنگپذيري از فرهنگ غربي و ارزشهاي آن) اندك اندك رو به سستي ميرفت. بهطور خلاصه، صنعت نفت مايه ايجاد آنچنان طبقات متمايزي در جامعة آبادان شده بود كه مانند آن در ديگر شهرهاي ايران به چشم نميخورد. تنها عامل نيرومندي كه ميتوانست مقداري به آميزش اجتماعي كمك كند، بازار بود. افزون بر اين، سنتهاي بازار و بازاريان در سويي كاملاً مخالف شركت نفت و نوع جامعهاي كه پديد آورده بود، عمل ميكرد. آبادان را شهر اضداد و يا شهر سفيد و سياه توصيف كردهاند؛ بخش سفيد آن نمونة يك شهر اروپايي و بخش سياهش نمونة يك شهر عقبماندة شرقي است. گرچه در طول بيش از 60 سال اعمال سياست مستقيم و غيرمستقيم انگليسي و آمريكايي، آبادان ظاهراً در آرامش بود، ليكن ناخشنوديها و محروميتها اندك اندك به كانونهاي زير خاكستر تبديل گرديد و با آغاز نخستين حركتهاي انقلاب اسلامي در 1357 شعلهور گرديد و مردم ناخرسند آبادان به صفوف ديگر انقلابيون ايران پيوستند. نقش كارگران پالايشگاه نفت كه حساسترين رشته حيات اقتصادي كشور را در دست داشتند، مخصوصاً بسيار كارساز بود. آنان كه براي به زانو درآوردن رژيم وقت، پالايشگاه را تقريباً به تعطيلي مطلق كشاندند، علارغم تلاشهاي دولت در راه بازگرداندن آنان بر سر كار، همراه با ديگر همشهريهاي بهپا خاستة خود راه خود را تا پيروزي انقلاب اسلامي در بهمن 1357 ادامه دادند. با آغاز جنگ عراق و ايران در 31 شهريور 1359 آبادان آماج تهاجمات هوايي و زميني ارتش عراق گشت و خسارات مالي و جاني فراوان بر آن وارد آمد. اين جنگ به پالايشگاه، تأسيسات نفتي، بندرگاهها، فرودگاه براي ترميم خرابيها و بازسازي آبادان به موازات ديگر نقاط آسيبديدة كشور، گامهايي توسط دولت، نهادهاي انقلابي، هيئتهاي اسلامي و گروههاي ملي برداشته شده و برنامههاي عمراني بزرگ و گستردهاي فراهم و رهبري و هماهنگ ساختن كوششهاي مربوط به بازسازي ويرانيهاي ناشي از جنگ به ستاد «بازسازي و نوسازي مناطق جنگزده» كه در وزارت كشور جمهوري اسلامي ايران مستقر است، سپرده شده است |
|
+ نوشته شده در
89/11/12ساعت 3:32 بعد از ظهر توسط علی صلبوخی |
|
|
جزیره صلبوخ(مینو) جزو شهرستان خرمشهر محسوب و در منتهياليه ضلع جنوبي شهرستان خرمشهر قرار گرفته و توسط رودخانه اروند از خشكي جدا شده است.
اين جزيره در موقعيت جغرافيايي 48 درجه و 12 دقيقه تا 48 درجه و 15 دقيقه طول شرقي و 30 درجه و 19 دقيقه تا 30 درجه و 22 دقيقه عرض شمالي قرار دارد. جزیره صلبوخ(مینو)شامل دو بخش است؛ محدوده شمالي كه بخش شهري جزيره را تشكيل ميدهد و محدوده روستايي كه عمدتا نيمه جنوبي جزيره را شامل ميشود |
|
+ نوشته شده در
89/11/12ساعت 3:19 بعد از ظهر توسط علی صلبوخی |
|
|
با وسعتی قريب به يک هزار و 902 کيلومترمربع در منتهیاليه جنوب غربی جلگه خوزستان، بين 30 درجه و 26 دقيقه و 15 ثانيه عرض شمالی و 48 درجه و 11 دقيقه طول خاوری نسبت به نصفالنهار گرينويچ قرار دارد. ارتفاع خرمشهر از سطح دريا 6/6 متر است. فاصله خرمشهر تا آبادان 15، تا اهواز 120 و تا بصره 54 کيلومتر است شهرستان خرمشهر از شمال با شهرستان اهواز، از شرق با شهرستان شادگان و از جنوب با شهرستان آبادان همسايه است. رودخانه اروند نيز از سمت غرب و جنوب غربي، مرز آبي شهرستان را تشكيل ميدهد. |
|
+ نوشته شده در
89/11/12ساعت 3:15 بعد از ظهر توسط علی صلبوخی |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
89/11/12ساعت 3:12 بعد از ظهر توسط علی صلبوخی |
|
|
آبادان آباد نیست... ذهنم امشب شدست ازغمت سرگردان تا کی می مانی این چنـیـن تو ویـران روزگاری داشـتی دیگران را حیـران کز چگونه ممکن است نمانی آن چنان دست تـقـدیـر بر رخـت ، صد دام ها جلـوه کـردن ایـن میـان بـا غـیـرتـان مـردمـت بی وفـا نا مـانـدنـد آمـدنـد لیک آن دوست دگر ندارد جلوه ی ناز آنچنان برگونه ات وصله ای بر دست عصا، مـویـت سـپـیـد و دل افـگـا ر.. که کرد این را که لعـنـت بـر او باد ملـحدان کردند ما نا توانـیـم کـرد، چـون ممکـن اسـت ما را ایـن کار ما توانیم سوز جان خواریم بی هیچ آخ دریغ از آن که این چنین نیابی چهره ناز. زمان آورد و برد هنوز عاشقان درغم؛ یا که همت نکنند تا شوند به وصل آشنا ازدل مرهـم نهند و از جان ، جان؛ بر چهره ات پا ک نهاد ؛ تا یاد کنی خاطرات با نو عاشقان، بسپری خویشتن را به چرخ گران؛ آن اکسیر گرانمایه به عشق خوری که هنوز هم هست چشم به راه تو در این میان |
|
+ نوشته شده در
89/11/12ساعت 2:59 بعد از ظهر توسط علی صلبوخی |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
علی صلبوخی09375786330
این وبلاگ صرفا جهت آشنای با مشخصات شهر های آبادان,خرمشهر,جزیره صلبوخ(مینو)میباشد |
| پیوندهای روزانه |
|
آبادان نیوز آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
91/09/08 - 91/09/14 89/11/22 - 89/11/30 89/11/08 - 89/11/14 |
| پیوندها |
|
منطقه آزاد اروند آبادان سیتی |
|
RSS
|